سلام به همه دوستان
امیدورام خوب و خوش باشید.
ایام محرم رو به همه تسلیت میگم.
به علت قطع بودن تلفن خانه نمیتونم مثل گذشته آپ کنم.
ولی به زودی درست میشه.
فدای تموم دوستان گلم
+
نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 12:3
  به قلم: mosafer-gorgani
|
وقتی گلی رو بو می کنی نگاهش نکن , چون اگه نگاهت رو به خاطر بسپاره
آرزوی دیدنه دوباره ی نگاهت اونو پژمرده می کنه...
+
نوشته شده در سه شنبه 29 آبان1386ساعت 9:58
  به قلم: mosafer-gorgani
|
سلام دوستان ....................................
امیدوارم هرجا که هستین خوب و خوش باشین..............
عشق نمیپرسه که تو کی هستی فقط میگه تو مال من هستی...!
عشق نمیپرسه تو اهل کجا هستی فقط میگه تو قلب من هستی...!
عشق نمیپرسه که چی کار می کنی فقط میگه باعث میشی که قلب من به ضربان بیفته...!
+
نوشته شده در سه شنبه 29 آبان1386ساعت 9:53
  به قلم: mosafer-gorgani
|
سلام به دوستان
خوبین که
دوستان عزیز و ارجمند من ممکنه دیر به دیر آپ شوم
ناراحت نشین
فدای دوستان عزیز
+
نوشته شده در دوشنبه 9 مهر1386ساعت 15:50
  به قلم: mosafer-gorgani
|
+
نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت 21:1
  به قلم: mosafer-gorgani
|
سلام به همه دوستان خوب و نازنین
امروز شر امتحان از سرم کنده شد .............
نمیدونید چقدر خوشحالم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...........

امیدوارم از این به بعد با نظرات شمادوستان وبلا گم رو زیباتر و جالب تر کنم


اگه مسافر سرزمینی و عاشق اون هستی باید مسافت زیادی رو طی کنی
+
نوشته شده در چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 15:56
  به قلم: mosafer-gorgani
|
سلام
خوبین
دوستان عزیز به خاطر فرارسیدن ایام المبارک الامتحانات
از آپ شدن معذوریم.
توقف بیجا مانع کسب است..
با تشکر مدیر عامل وبلاگ.......................................................مسافر
+
نوشته شده در جمعه 11 خرداد1386ساعت 21:30
  به قلم: mosafer-gorgani
|
به خاطر قهرمان
نشدن استقلال
خیلی غمگینم.
ولی ایرادی نداره حتما توی بازیهای فصل آینده جبران میکنه
مگه نه
+
نوشته شده در دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 19:45
  به قلم: mosafer-gorgani
|
اولين بار که تـو را ديدم و سايرين اسم تو را گفتند هيچ نشنيدم.
به جز چشم ساير حواسم تعطيل بود.
حتی چــشم هـم خوب نميديد و گرنه چرا بعدها تــــو را هـزار بار
خوشگلتر ديدم؟
دلــم را که ميــــخواسـت از کـــف بــرود بـاز پـــس آوردم وگفتـــم توخـشگل بسـيارديده ای چرا هراسانی ؟
از اين زيــبارو نــيز آن معــجزه ای که تـــو می خواهی بر نمی آيد.
اما ديده دل از چشم عقل تيز بين تر است .
پروانه دلم آرام نمی گرفت.
از ذوق يافتــن و خواســـتن آشــفته بـود واز وحشــت اينکه نـکند
حق با عقل باشدمی تپيد.
يکبار ديگر بتو نگريـستم و درآن نگاه هر چه خواهـش و آرزو داشتم به زبان آوردم و يک ديوان غزل از سوزاشتياق به لبان خاموشم جاری کردم.
دلم ازشراب آن نگاه مست خواهدبودتا ابد.

اميد وارم تا ابد پاينده وزيبندهباشی









+
نوشته شده در پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 14:35
  به قلم: mosafer-gorgani
|
head>
عشق يعنی سجده بر خاک
عشق يعني يك سلام بي جواب
عشق يعني حسرت تشـنه به آب
عشق يعني يك شب پررمز و راز
عشق يعني كولــه بـاري از نيــاز
عشق يعني چشــمه آب زلال
عشق يعني يـك فــروغ بـي زوال
عشق يعنی جام لبـريز از شراب
عشق يعنی تشنـگی يــک سراب
عشق يعنی خواستن وله له زدن
عشق يعنی سوختـن و پـرپـر زدن
عشق يعنی بـا خـدا ساخـتن
عشق يعنی هميـــشــــــه باخـــــتن
عشق يعنی حسرت شبهای گرم
عشق يعنی ياد يــک رويـای نرم
عشق يعنی يک بيا بان خـاطره
عشق يعنی چهارديــوار بدون پنجره
عشق يعنی شنيدن با گوش کر
عشق يعنی ديدن با چــشم کـور
عشق ينی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی لحظــــه های التــــــهاب
عشق يعنی چشم مست و بی ريا
عشق يعنی سينـه ای صاف از طـلا
عشق يعنی دو قلب از اوج نور
عشق يعنی انتــهاي يـــــک غــــرور
عشق يعنی مستـی و ديوانگی
عشق يعنی با جــــهان بيــــگانـــگی
عشق يعنی يک تخيل خواب ناز
عشق يعنی با تو بودن يـــک نيـــــاز
عشق يعنی ديدن رويای تــو
عشق يعنی عشق و عشق من به تــو
+
نوشته شده در پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 14:19
  به قلم: mosafer-gorgani
|
به خدا اگه می تونستم دیگه چیزی نمی نوشتم.
ولی نمی تونم ....
نمی تونم کسی که دوستش دارم . کسی رو که تموم زندگیمه فراموش کنم.
من که چیزی نخواستم ... .
آخه شما ها قضاوت کنید .
دلم می خواد منم باورم بشه که دوستم داره
توقع بی جایی دارم؟
+
نوشته شده در یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 12:29
  به قلم: mosafer-gorgani
|
.

من تموم قصه هام قصه ی توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
یه دفه مثل یه آهو توی صحره ها رمیدی بس که چشم تو قشنگ بود گله ی گرگ و ندیدی
دل نبود توی دلم تو رو گرگا نبینن اونا با دندون تیز به کمینت نشینن
الهی من فدای تو چی کار کنم برای تو اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو
یه دفه مثل پرنده قفس عشقو شکستی پر زدی رو آسمونا رفتی اون دورا نشستی
دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا
غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا
پرت نشه فکر و خیالت
من همه قصه هام قصه توست
اگه غمگینه همش از غصه توست
یه دفه مثل یه گل رفتی تو دست خزون
سیل بارونو تگرگ میومد از آسمون
بردمت تو گلخونه که یه دفه خیس نشی یخ کنه بال و پرت
نشکنی یه وقت
من تموم قصه هام قصه توست
یه دفه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی اگه پروانه نبود تو فراموش میشدی
اره پروانه شدم که پرام سوخته شه که آتیش عشق تو به دلم دوخته شه
که بسوزه پر و بالم که راحت شه خیالم
دارم از تو مینویسم تو که غم داره نگات
اگه دوست داشتی بگو بازم میگم برات انقده میگم که خسته شم

+
نوشته شده در یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 16:48
  به قلم: mosafer-gorgani
|
در شب بارانی نور چراغ براق کوچه ها بر روی برگهای خیس و نورس انار نقش ستاره میکشند.
از یاد میبرم که من بی ستاره ام.

********
عشق یک کلمه است اما این همه را در بر می گیرد:
جسم و روح و تمامی وجود.
حسش میکنیم مانند خون.تنفسش میکنیم مانند هوا.و با خود میبریمش به افکارمان.
********
ما به کمک آنچه به آن عشق می ورزیم ساخته و پرداخته می شویم.
********
عشق حقیقی پیش از حرکت دستهایمان چشمهایمان را میگشاید.
بی عشق چشمها کور میگردد.
این عشق است که دید ما را به هم باز میکند تا چشم بصیرت پیدا کنیم.
********
عشق به معنای درک کردن و پذیرفتن و بخشیدن است.
********
عشق پرده بر گناهان بی شمار میکشد.
********
********
چگونه میشود دو نفر طوری با هم یکی شوند که هر یک دو تا شوند؟
********
عشق تنها نظر دوختن به یکدیگر نیست.
بلکه با هم به یکسو نگریستن است.
********
عشقی که توسط دیگری به شما هدیه میشود
مقدس تر از آن است که به دیگری دل ببندید.
********
آیا بر سر جهانمان چه آمده که عشق اینطور کیمیاست؟
********
آن کس که دیگری را دوست ندارد خدا را نمیشناسد.
زیرا خدا خود عشق است. یک عشق رها و بی قید.
********
این ضربه های عالم خاکی که به بالاترین نقطه عرش میرسند
تپیدن قلب عاشق واقعیست.
********
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 16:49
  به قلم: mosafer-gorgani
|
پشت شيشه برف می بارد
پشت شيشه برف می بارد
در سکوت سينه ام دستی
دانه اندوه می کارد
مو سپيد آخر شدی ای برف
تا سرانجامم چنين ديدی
در دلم باريدی... ای افسوس
بر سر گورم نباريدی
چون نهالی سست می لرزد
روحم از سرمای تنهايی
می خزد در ظلمت قلبم
وحشت دنيای تنهايی
ديگرم گرمی نمی بخشی
عشق، ای خورشيد يخ بسته
سينه ام صحرای نو ميدیست
خسته ام، از عشق هم خسته

+
نوشته شده در شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 19:14
  به قلم: mosafer-gorgani
|
سردی نگاه وبشکن فاصله سزای ما نیست.توبمون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست.بودن تو یه نیازه حتی واسه یه لحظه
می میرم بی تو
خوندن من یه بهانست یه سرود عاشقانست من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم تو خودت دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه
می میرم بی تو
من عشقت رو به همه دنیا نمیدم حتی یادت رو به کوه ودریا نمیدم با تو می مونم واسه همیشه.اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم واست می میرم جواب دنیا رومیدم با تو می مونم واسه همیشه.
من عشقت رو به همه دنیا نمیدم حتی یادت رو به کوه ودریا نمیدم با تو می مونم واسه همیشه.خاطرات تورو چه خوب چه بد هک می کنم توی تنهاییام فقط به تو فکر می کنم با تو می مونم واسه همیشه
اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم واست می میرم جواب دنیا رومیدم با تو می مونم واسه همیشه.
بی تو می میرم
<<تقدیم به فاطمه عزیزم و تموم عاشقای دنیا>>
نظر یادتون نره

+
نوشته شده در جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 21:48
  به قلم: mosafer-gorgani
|
چرا پنهان کنی دانم نگاهی سوی من داری
ازآن برق نگه یک لحظه ام آرام نگذاری
اگرمن دردعشقت را به جان دارم همی دانم
تو ای نازآفرین بردرد عشق من گرفتاری
نه تنها چشم من شب تاسحربیدار می ماند
گواهم رنگ رخسارت تو چون من نیز بیداری
زهجرت گر من آشفته,مغموم وپریشانم
توهم از دوری من ناشکیب وزرد رخساری
به هرجا میروم چون سایه دنبالم روان هستی
توازمن بیشترای آشنا مشتاق دیداری
دهندت پندتاعشق مرا ازدلت برون سازی
ازاین اندرزهای تلخ میدانم که بیزاری
+
نوشته شده در جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 19:6
  به قلم: mosafer-gorgani
|
نذار که یک دیوونه بوست کنه.
بلکه بزار یه بوس دیوونت بکنه.
منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون


ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش


با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش


همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم


تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم


بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی


من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی


این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه


قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه


همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم


تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم


من واسه تو خیلی کمم



+
نوشته شده در جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 14:31
  به قلم: mosafer-gorgani
|
در دست گلی دارم این بار که می آیم########################################
در دست گلی دارم این بار که می آیم########################################
کانرا به تو بسپارم این بار که می آیم#########################################
دربسته نخواهد ماند بگذار کلیدش را#########################################
در دست تو بسپارم این بار که می آیم#######################################
هم هرکس وهم هر چیز جز عشق تو پالوده ست
از صفحه پندارم این بار که می آیم
خواهی اگرم سنجی می سنج که جز مهرت
از هر چه سبکبارم این با که می آیم
سقفم ندهی باری جایی بسپار آری
در سایه دیوارم این بار که می آیم
باور کن از آن تصویر-آن خستگی آن تخدیر-
بیزارم وبیزارم این بار که میآیم
دیروز بهل جانا!با تو همه از فردا
یک سینه سخن دارم این بار که می آیم
اصحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در جهان هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
+
نوشته شده در جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 14:25
  به قلم: mosafer-gorgani
|
.صداي قلب او گويي جهان را زيرو رو مي کرد..........................................................................
زمين و آسمان را پشت و رو مي کرد.........................................................................................
و هر چيزي که هرجا بود با غم رو به رو مي کرد.............................................................................
نمي دانم چه مي گويم ؟ به جاي آب، خونش را...........................................................................
به من مي داد و بر لب هاي او فرياد........................................................................................
بمان اي گل که تو تاج سرم هستي.............................................................................
*********** ************
دلم گرفته آسمون ، نمی تونم گریه کنــــــــــــم......................................
..............شکنجه میشم از خودم ، نمی تونـم شکوه کنم..................................
.
.................................انگــــاری کـــــــــوه غصه هـا تو سینه من اومده..........................
..................................................آخ داره باورم میشه خنده به مـــــــــــــــا نیوم......................
...................................................................دلـــــــــــم گرفته آسمون ، از خودتم خسته تن...........
................................................ تو روزگار بی کسی، یه عمره کــــــــه در به درم......................
................................حتی صدای نفسم میگه کــــــــــــه توی قفسم..............................
........... من واسه آتیش زدن یه کــــــــوله بار شب بسم..................................
دلــــــــــــم گرفته آسمون ، یکم منو حوصله کن............................
..............نگو که از این روزگار یخورده کمتر گله کـــــــــــن........................
.....................................منو به بـــــــــازی می گیرن عقربه های ساعتم................
................................................ برگــــــــــه تقویم می کنه لحظه به لحظه لعنتم.....................
........................................................... آهـــــــــــــــــــــــای زمین یه لحظه تو نفس نزن..................
................................... چرخ تـــــــــــــــا آروم بگیره یه آدم شکسته تن.......................................
+
نوشته شده در جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 14:22
  به قلم: mosafer-gorgani
|